gototopgototop
بسم الله الرحمن الرحیم -وحدت به معنای این نیست که ما از اصول خود قدمی عقب تر بیاییم بلکه به این معناست که بر نقاط مشترک خود (که بسیار زیاد نیز هستند) بیشتر توجه نماییم . پایگاه فرهنگی مذهبی بنیان
جستجوي موضوعي

اطلاعیه (حتما بخوانید) :

 اگر اولین بار است که از این وب سایت دیدن میکنید ، حتما سری هم به صفحه ی درباره ی ما بزنید.

 اگر مدیر وبلاگ یا  وبسایتی هستید ، سری به منوي خدمات بزنید.

 اگر وقت و عزمشو دارید که در نویسندگی سایت به ما کمک کنید ، حتما از همكاري شما استقبال خواهد شد .

 اگر وقتشو ندارید ولی باز هم میخوایید که در این سایت نقشی داشته باشید ، میتوانید به ارسال مطلب در منوي بالا مراجعه کنید.

 اگر به دنبال مطلب خاصی میگردید ، در قسمت تماس با ما در میان بگذارید تا در صورت امكان برایتان ایمیل شود.

 اگر انتقادی ، پیشنهادی یا نظری دارید ، آن را با ما در میان بگذارید. ما با جان و دل پذیرای سخنان شماییم .

 و در آخر از شما میخواهیم که اگر از مطالب سایت استفاده میکنید ، لینک منبع آن را درج کنید. ما همه در یک جبهه ایم .








 

Free PageRank Checker

لطفاً كمي تامل نماييد .
بدانيد كه مهدي انتقام گيرنده همه ي خون هاي اولياي خداست - خطبه غدير
(2 امتیاز)
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

 

 

 

تشيع، يك مسلك كلامى همچون اعتزال نيست، تا از آغاز و علل پيدايش آن بحث كنيم، از يكى از حوادث هم پديد نيامده است، مثل خوارج، بلكه تشيع، عبارت است از اعتقاد به استمرار رهبرى اسلامى در قالب «وصايت» براى امام على(عليه السلام) و خاندان او. اين، اساس و روح تشيع است. اعتقادات ديگر شيعه در اصول و فروع، نقشى در صدق تشيع به صورت اثبات و نفى ندارد. بناى تشيع بر همان عقيده به تداوم رهبرى اسلامى در قالب وصايت براى على(عليه السلام) است.

 

اين تفكّر، به دست مبارك پيامبر(صلى الله عليه وآله) در حال حياتش پى نهاده شد، گروهى از مهاجران و انصار نيز در زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله) آن را پذيرفتند و پس از رحلت آن حضرت نيز بر همان عقيده باقى ماندند. گروهى ديگر از تابعين هم به آنان اقتدا كردند و اعتقاد به اين اصل، از همان زمان هاى گذشته تا كنون تداوم يافته است.

بنابراين، تشيع، تاريخى جز تاريخ اسلام و مبدأيى جز آغاز ظهور اسلام ندارد و اسلام و تشيع دو سوى يك حقيقت اند و دو همزادند كه با هم به دنيا آمده اند.

دليل بر اين حقيقت به نحو اختصار عبارت است از :

أ . بيان فضايل على(عليه السلام)

پيامبر اعظم(صلى الله عليه وآله) در طول زندگى خويش بارها و در مناسبت هاى مختلف از فضايل و مناقب امام على(عليه السلام) و از رهبرى او براى امت اسلامى پس از پيامبر سخن گفته است و تاريخ مدوّن گواه اين ادّعاست.

اينگونه اشاره به فضايل آن حضرت، سبب شد تا در زمان پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) گروهى از اصحاب برگرد امام على(عليه السلام) فراهم آيند و از او به عنوان برترين الگو براى فضايل برجسته و مناقب نيك پيروى كنند.

ب . حديث آغاز دعوت

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) براى هدايت مردم از بت پرستى به توحيد بر انگيخته شد. ابتدا سال ها دعوت سرّى و تبليغ پنهانى داشت، تا آنكه آيه (وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ اْلأَقْرَبِينَ)(1)«خويشاوندان نزديك تر خود را بيم بده» نازل شد. پيامبر خدا چهره هاى سرشناس بنى هاشم را دعوت كرد و پيامبرى خويش را بر آنان عرضه نمود و فرمود:

«كدام يك از شما به من ايمان مى آوريد و در اين هدف ياريم مى كنيد، تا برادر، جانشين و وصّى من باشيد؟»

جز على(عليه السلام) كسى بر نخاست. دعوت خويش را دوباره و سه باره تكرار كرد، در هر بار كسى دعوتش را اجابت نمى كرد و تنها على(عليه السلام) بود كه برمى خاست و آمادگى خويش را براى پشتيبانى پيامبر(صلى الله عليه وآله) اعلام مى كرد. آنگاه پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود:

«اين، برادر، وصىّ و جانشين من در ميان شماست، از او بشنويد و فرمانبردارى كنيد.»(2)

ج . حديث منزلت

تاريخ نگاران و راويان آورده اند : پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) همراه مردم به جنگ تبوك عزيمت كرد. على(عليه السلام) عرض كرد: من هم همراه شما بيايم؟ فرمود : نه. على(عليه السلام) گريست. پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) به او فرمود:

«آيا نمى خواهى نسبت به من، همچون هارون نسبت به موسى باشى، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست؟ سزاوار نيست من بروم، مگر آنكه تو جانشين من باشى»(3).

استثناى پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى رساند كه جز نبّوت، همه منصب هايى كه هارون داشته است، براى على(عليه السلام) ثابت است.

د . اعلان برائت از مشركين

چون آياتى از سوره توبه نازل شد كه در آن ها امان از مشركان برداشته شده بود، پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) آن آيات را به ابوبكر آموخت و او را همراه چهل مرد به سوى مكه فرستاد تا آنها را روز عيد قربان به گوش مردم برساند. امّا جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و عرض كرد: «آنها را از سوى تو، جز خودت يا مردى از خاندانت ابلاغ نمى كند.»

و اين سبب شد كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) از على(عليه السلام) بخواهد كه اين مسئووليت را بر عهده گيرد و فرمود:

«خود را به ابو بكر برسان و آيات را از دست او بگير، و با آن ها عهد و پيمان مشركان را به سويشان بيفكن» يعنى آيات برائت را بر مردمى كه از اطراف حجاز مى آيند بخوان.(4)

ه . مشاركت در مباهله

چون مسيحيان نجران از پرداخت جزيه امتناع كردند، با پيامبر(صلى الله عليه وآله) توافق كردند كه مباهله كنند. از سوى خدا فرمان انجام مباهله فرود آمد:

(فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَى الْكاذِبِينَ)(5) «بگو بياييد فراخوانيم فرزندانمان و فرزندانتان را، زنانمان و زنانتان را و خودمان وخودتان را پس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.»

پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) على و فاطمه و حسن وحسين: را فراخواند و فرمود : «خدايا، اينان خاندان من اند» و در آن لحظه خطير ديگران را شركت نداد و به سوى ديگران روى نياورد، گويا بر روى زمين كسانى جز آنان شايسته آمين گويى به دعاى پيامبر(صلى الله عليه وآله) نبودند.

و . حديث غدير

حديث غدير از احاديث متواتر است كه صحابه و تابعين در هر عصر و نسل آن را نقل كرده اند. اكنون در صدد ذكر منابع و اثبات تواتر آن نيستيم، بلكه مى خواهيم بگوييم آن حادثه مهم در تاريخ اسلام و سخن پيامبر بزرگوار(صلى الله عليه وآله) برفراز جهاز شتران كه فرمود:

«مَن كنت مَولاه فهذا على مولاه» (هر كه را من مولا و سرپرست بودم، على مولاى اوست)، سبب شد كه گروهى از مهاجران و انصار برگرد على(عليه السلام) به عنوان محور هدايت و رهبرى پس از پيامبر گرد آيند.

حسان بن ثابتشاعر زمان پيامبر نيز سخن پيامبر را در شعر خود آورد.(6)(7)

 

 

1 . شعراء : آيه 214.

2 . مسند احمد: ج1، ص111، تاريخ طبرى: ج2، ص62 ـ 63، تاريخ ابن اثير: ج2، ص40 ـ 41 و منابع فراوان ديگر.

3 . صحيح بخارى : ج5، باب فضائل اصحاب پيامبر(صلى الله عليه وآله)، باب مناقب على(عليه السلام)، ص 24.

4 . تفسير طبرى : ج10، ص47، تفسير در المنثور: ج4، ص122 و منابع ديگر.

5 . آل عمران : 60.

6 . وقال له قم يا علىّ فانّنى *** رضيتكَ مِن بعدي اماماً وهادياً.

7-سيماى عقايد شيعه، ص28.

 

برگرفته از : کتاب شیعه پاسخ می گوید .

کلمات کلیدی:     شیعه      مسلک      پیدایش      اثبات      نهی      تشیع      اسلام      دست مبارک پیامبر      بنا      الگو      حضرت علی      اعتزال      ابن      صحابه      عمر      اصحاب      ما      اهل      عهد      دعا      عبا      خدا      الله      مولا      کتاب      زن      مرد      سرشناس      چهره      شيعه      خوارج      كسا      فروع      اعظم      حسين      نقل      مناقب      انصار      جنگ      بز      عمران      ياري      حسن      گوش      ك
این مطلب را در سایت خود درج کنید

جهت درج این مطلب در وب سایت خود,
متن زیر را کپی و در مطالب سایت خود وارد نمایید.




پیش نمایش :

شيعه در چه زمانى و چگونه پديد آمد؟
تشيع، يك مسلك كلامى همچون اعتزال نيست، تا از آغاز و علل پيدايش آن بحث كنيم، از يكى از حوادث هم پديد...

 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

امتياز دادن

آخرين نظرات
  • با سلام کتاب امام علي(ع) و مديريت اسلامي توسط پایگاه تخصصی غدیرستان تولید و نرم افزار موبایل و متن د... ادامه نظر ...
  • نشون داده نمیشه ادامه نظر ...
  • بسیار مفید بود ادامه نظر ...
  • با سلام شبكه در سيستم اينجانب غير فعال مي باشد لطفا در صورت امكان مشكل را رفع بفرمائيد. ادامه نظر ...
  • با عرض سلام من از طریق اینترنت برنامه شما را دنبال میکنم بعضی وقتها برنامه پخش نمی شود یا یک قسمت را... ادامه نظر ...
  • برو ببین نظر آقای وحید در مورد قمه زنی چیست ضمنا این کار کار عشق است ربطی به فقه ندارد داد فتوا عاشق... ادامه نظر ...
حمايت از فلسطين

براي حمايت از مردم مظلوم فلسطين تصوير زير را در وبلاگ و وبسايت هاي خود قرار دهيد .

.

.