می سوزم که در بهار عمر تو مادرجان خزانت رسید .

تو در طلوع صبحگاهی غروب کردی ، و در نخست جوانی به شهادت رسیدی . زهرای مرضیه ، مصائبی که در دو سه ماهة بعد از پدرت به تو رسید آنقدر جانکاه بود که گفتی اگر به روزها می رسید شب می شد ،
ولی هر چه بود با شهادتت به پایان رسید .مادر عزیزم ، برای همسرت می سوزم که سی سال در هجران تو در سوز مصائب دو سه ماهة تو می سوخت
و عقده های جانگداز و درد دلهای نهفتة خود را همدمی نداشت تا بگوید . سر به چاه می برد و با چاه می گفت .. همسر و فرزندان تو در هر محفل و مجلسی و به هر مناسبتی از فرصت استفاده می کردند ،
و یکی از ستمها و مصائب تو را بازگو می کردند .
ستمهایی که به فاطمه علیهاالسلامرسیده چقدر بزرگبوده که همسرش امیرالمؤمنین علیه السلامسی سال زندگی بعد از زهراعلیهاالسلامرا مانند استخوان در گلو و خار در چشم تعبیر می کرد .
گاهی با شندیدن اسم قنفذ در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله چشمانش اشک آلود می شد ، و سابقة قنفذ و ضرب فاطمه اش را بازگو می کرد ؛ « هو الذی ضرب فاطمه بالسوط حین جائت لتحول بینی و بینهم ، فماتت صلوات الله علیها و انّ اثر السوط لفی عضدها مثل الدملج»( کتاب سلیم : حدیث 13)
علت اینکه عمر (لعنت الله علیه) از همه باج گرفت و از قنفذ نگرفت این بود که وقتی فاطمه علیهاالسلامآمد تا بین من و آنان فاصله شود(تا مرا به مسجد نبرند)آنچنان فاطمهعلیهاالسلام را با تازیانه زد که اثر آن تا هنگام رحلتش مانند بازوبند بر بازوی فاطمه علیهاالسلام بود .
گویا علی علیه السلام باورش نمی آید دختر پیامبر صلی الله علیه و آله را بزنند ، و از طرفی با چشم خود زدن زهرا علیهاالسلام را دیده است . پس ناچار است باور کند . اینجاست که سوزش بیشتر می شود و با دنیائی از حسرت و تأسف می گوید :«ای کاش پسر ابی طالب قبل از آن روز مرده بود و نمی دید که کافران فاجر برای ستم بر فاطمه طاهره نیکو کار ازدحام کرده اند .......
علی علیه السلام هر فرازی که می فرماید سوز جگرش بیشتر می شود و پیداست که جمله ی بعدی سوزنده تر است .
ابتدا زدن فاطمه اش را به یاد می اورد و بی یار و یاوری خویش را و در جمله بعدی با تذکر این مصیبت مرگ خود را از خدا می طلبد .
آنچه باعث مرگ زهرایش و قلب علی علیه السلام را سوزانده در زمزمه اش چنین است « فَقَد عزَّ عَلی بن ابی طالب اَن یَسوَدَّ مَتنَ فاطمه ضَرباً ... ». بر پسر ابی طالب بسیار مشکل است که پهلوی فاطمه علیها السلام از زدن سیاه شود . ( جنه العاصمه : ص 252 )
جهت درج این مطلب در وب سایت خود,
متن زیر را کپی و در مطالب سایت خود وارد نمایید.
پیش نمایش :

می سوزم که در بهار عمر تو مادرجان خزانت رسید . تو در طلوع صبحگاهی غروب کردی ، و در نخست جوانی به شهادت رسیدی .زهرای...
© 2012 - پایگاه فرهنگی مذهبی بنیان


